از دیروز در هتل لاله تهران مستقر هستم ؛ مترجم تیم ملی فوتبال ایسلند که چهارشنبه با تیم ملی فوتبال ایران در ورزشگاه آزادی بازی دوستانه دارد ؛ پس از آن با تیم ملی فوتبال مقدونیه ، و سپس با ناظر مسابقه تیمهای ملی فوتبال ایران و اردن در مقدماتی جام ملتهای آسیا ۲۰۱۱ قطر !
من مانده ام این ترم چگونه باید ۱۷ واحد را پاس کنم ؟! دو هفته دوری از خانه و دانشگاه ... !
قابل توجه بعضی ها؛ اینجانب ایمان فرزین، از هیچ احدی به غیر از پرردگارم ترس ندارم و نخواهم داشت؛ و اگر پایش برسد، حسابی از خجالتش درخواهم آمد! حال می خواهد آن کس رئیس باشد، مدیر باشد، نایب رئیس باشد، معاون باشد، دبیرکل باشد، عضو کمیته انضباطی باشد، حراستی باشد، مسئول فلان کمیته باشد، سردار باشد، تیمسار باشد، ... و یا هر عنوانی داشته باشد ؛ اگر بحث نگه داشتن حرمت و احترام کسوت و اینجور مسائل نبود، تا به حال خیلی ها را شسته بودم ...
پی نوشت: شما زیاد جدی نگیرید؛ بگذارید به حساب کم عقلی و دیوانگی من ... بیخیال!
به این نتیجه رسیده ام که تا زمانی که عده ای کوته فکر و ... مدیران و رئیس و روسای فوتبال کشور هستند هیچ امیدی به آینده ی روشن نمی توان داشت !

توضیح عکس: در حاشیه فستیوال نوجوانان فوتبال آسیا - ایمان فرزین - ۱۳۸۷
فقط پایمان به کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال باز نشده بود که بالاخره شد! ظهر دیروز به همراه امیر صدیقی و حامد مومنی به کمیته انضباطی - کبقه پنجم - احضار شدیم ... چند روز بیشتر باقی نمانده است ؛ فقط چند روز ... اینبار نوبت ماست که بتازیم !
چند مطلب مهم و غیرمهم ؛ یکی اینکه به عقیده ی بنده عده ی کثیری از همشهریان و هموطنان عزیزمان، فاقد فرهنگ و شعور لازم در زمینه مدنیت و رفتار اجتماعی می باشند ! عذرخواهی می کنم البته ... !
دوم اینکه؛ شهادت جمعی از سرداران سپاه پاسداران و عده ای از مردم را در حادثه روز گذشته به اعضای خانواده و بازماندگان آنان تسلیت عرض می کنم.
سوم اینکه؛ حیف بیت المال و سرمایه ملی که از آن به بعضی ها حقوق و مزایا می دهند ، حیف ...
در طول این مدت (دوسال گذشته) چیزهایی دیدم و شنیدم که باورش برایم کمی مشکل به نظر میرسد ؛ من تازه دارم به یک اپسیلون از کثیف بودن دنیا پی می برم ! دلم می خواست اسلحه ای داشتم و دنیا را از لوث وجود بعضی از « اشرار » پاک می نمودم ... افسوس که ندارم ! من کافه ی زندگی را به هم خواهم ریخت ... !
از اتاق رسانه ای استادیوم آزادی می نویسم و همین الآن هم استقلال ۲ بر صفر از استقلال اهواز پیش افتاده است ! زیاد توجهی به بازی ندارم، اینجا جای خوبی است در ورزشگاه !
دیروز بعد از مدتها متوجه شدم که نسخه ی امیر کریم پور - دبیر کمیته بین الملل فدراسیون فوتبال - را در مکه مکرمه پیچیدند ! در نزدیکی خانه ی خدا ! وای بر ما به سفر حج خانه خدا می رویم و نسخه رفتن دیگران را می نویسیم ... حیف !
البته به کوری چشم بعضی ها (!) کریم پور الآن در کنفدراسیون فوتبال آسیا AFC در مالزی مشغول به کار شده است !
... اینجا ورزشگاه آزادی ، استقلال همچنان با دو گل جلو است !
این هفته اتفاقات روند بهتری نسبت به گذشته پیدا کرده اند ، حداقل در ظاهر که اینطور به نظر می رسد! مهمترین آنها این است که عباس انصاری فرد و باند کثیفش گورشان را از پرسپولیس گم کردند و رفتند که اتفاق فوق العاده مبارکی است ؛ برای من و سعید یوسفی و حامد مومنی و میلیون ها هوادار! رفتن محمد علی آبادی از سئول و جایگزینی دکتر سعیدلو و بازگشت مجدد حبیب کاشانی را هم اتفاقاتی مثبت ارزیابی می کنم.
ایمان فرزین: دلم می خواهد عریان به خیابان بروم و فریاد بزنم هرآنچه دلم می خواهد ... افسوس که اگر چنین کاری بکنم ؛ چوب در ماتحتم خواهند کرد !
بامداد پنجشنبه ۹ مهر به همراه دوستان قدیمی و جدید تورهای عکاسی دوربین دات نت، بعد از حدود یک سال دوری از تور، به سفر یک روزه ی « قلعه رودخان » در استان گیلان رفتیم. فوق العاده زیبا و کم نظیر بود و بسیار خوش گذشت در جوار دوستان ... عکسهایش در فیس بوک هست و به زودی در دوربین دات نت و وبلاگ دوستان هم خواهد آمد.

جمعه ۱۰ مهر ۱۳۸۸ ؛ دربی استقلال و پرسپولیس در ورزشگاه آزادی ؛ پس از مسابقه تقریباً از اعمال قوانین و مقررات رسانه ای در لیگ فوتبال ایران نا امید شدم ؛ ای کاش در ورزشگاه بودید و نظم کنار زمین را مشاهده می کردید ! سردار سیدمجتبی عبدالهی (فرمانده کل یگان های ویژه ناجا) و سردار رجب زاده (رئیس پلیس پایتخت) هم با لباس شخصی در ورزشگاه بودند.
یک تساوی دیگر ؛ حتی بیشتر از تساوی حقوق زن و مرد ! این دفعه بالاخره صدای همه درآمده بود ، شعارهای تماشاگران قرمز و آبی و دیگران ... در ضمن استقلال از ۱۴ آبان ۱۳۸۴ به بعد دیگر نتوانسته پرسپولیس را شکست دهد ... !
عکس بالا شادی گل عادل کلاه کج زننده گل تیم پرسپولیس است که میلاد پیامی گرفته ؛ من هم دقیقاً پشت سر وزلی برازیلیا ایستاده ام در سمت چپ تصویر !
۱- دسته ی اول کسانی که مال مردم را می خورند ؛ که خدا از تقصیراتشان نگذرد انشاءالله !
۲- دسته ی دوم کسانی که مال مردم را می خورند (در این مورد اوضاع اسف بار تر است !!! )
۳- دسته ی سوم کسانی که از مال مردم بالا می روند ؛ که بازهم خدا نگذرد ازشان به حق امام حسین ! اینجور مواقع دیوار بلند و حصارکشی روی آن می تواند پیشگیری کند!
۴- و دسته ی چهارم بازهم از مال مردم بالا می روند ؛ ولی این بار از روی ناچاری و برای یک لقمه نان حلال ! مثل خود ما که برای کارهای اداری مجبوریم از مال رئیس و معاون بالا برویم !
اینجا همه چیز سر مال مردم است ؛ این مال مردم است که دردسر ساز شده است ... اینجا اوضاع خیلی خراب تر از آن است که به نظر می رسد ... ای کاش ایرج میرزا زنده بود و چند بیتی در وصف حال روزگار امروز می سرود ... ای کاش خیلی چیزها خوب بودند !